دکانداران دین در عصر صفوی:

دکانداران دین در عصر صفوی:
عصر صفوی، چنانکه می دانیم دوران رسمیت تشیع در ایران و «حکومتی شدن» آن بود. طبعا دوره طلایی تاریخ «روحانیت مبارز» شیعه نیز بود. ذاکر حسین ناگهان به مقام «بیضه دار اسلام» رسیده، و روضه خوان دعاگو به ما به ملاذالانامی و حجه الاسلامی و «پرچمداری شیعه علی» ارتقا یافت.
البته در همه این موارد سیطره این نواب برحق امام عصر، با سیطره کلب های آستان علی دوش به دوش می رفت. ولی اشکال در این بود که همین کلب های آستان علی، همین مرشدان کامل، با آنکه سلسله آنان، ایران را پس از دوران ساسانی برای نخستین بار به وحد و یکپارچگی ملی و قدرت و عظمت بین المللی رسانیده بود، و با آنکه تنی چند از پادشاهان آن چون شاه اسماعیل و شاه عباس اول، از نظر ملی از پادشاهان و سرداران بزرگ تاریخ ایران هستند، از دیدگاه معیارها و موازین شرعی که «آخوند» فقط آنها را ملاک تمیز فضایل و مناهی می شناخت، مجموعه ای از رذائل و مفاسد بودند، از آدمکشی بی دریغ و بی حساب و ستمگری و بی رحمی گرفته تا باده خواری و امردبازی و انواع فسق ها و فجورها. در تمام مناهی و مفاسد، جز آخرین پادشاه این سلسله آنهم در امر آدمکشی و بیرحمی، استثنایی در آنان وجود نداشت. این واقعیت را که هر فرد عادی برآن آگاه بود، طبعا علمای اعلام و مجتهدان عظام عصر نیز، چه با الهامات غیبی و چه از راه عمال و جواسیس و مراجعان خود به خوبی می دانستند که از نظر شرع و طبق موازین فقهی طبقه ناجیه اثنی عشریه، تفاوتی بین قوی و ضعیف و مستکبر و مستضعف در اجرای مجازاتهای اسلامی نیست. و چون علیرغم این، هیچ مدرکی که حاکی از قتل یا رجم یا حد و تعزیر یکی از این کلب های آستان علی باشد، به دست ما نرسیده است، می باید به ناچار نتیجه گرفت که یا این بزرگواران با گرفتاری های شرعی فراوان خود، اصلاً از این امور غیرشرعی مطلع نشده بودند، و یا مطلع شده و آنها را مباین با این شرع مبین تشخیص نداده بودند.
برای آنکه درک ماهیت واقعی این خط مشی مکتب روحانیت مبارز آسانتر باشد، بد نیست که نگاهی کوتاه به ترازنامه زنگی این «پادشاهان واقعی و شیعیان دروغین» سلسله صفوی، البته تنها از دیدگاه شرعی و مذهبی و نه از دیدگاه تاریخی و ملی بیفکنیم:
شاه اسماعیل، بنیانگذار سلسله پادشاهی صفوی، در عین آنکه از کارآمدترین شاهان تاریخ ایران بود، یکی از سفاکترین و فاجرترین این پادشاهان نیز بود. تقریبا تمام دوران حکومت این «مرشد کامل» به قتل و کشتار و شکنجه بیگناهان گذشت. در شورش تبریز، در عرض دو شبانه روز 20هزار نفر را به فرمان او سر بریدند و در همان شهر با وجود حرام بودن نبش قبر در اسلام، بدستور او استخوانهای دشمنانش را از گورها بیرون کشیدند و در ملا عام در کنار سرهای بریده گروهی از دزدان و روسپیان در آتش سوزاندند.
حسن روملو در « احسن التواریخ» می نویسد که به فرمان شاه اسماعیل، بدن حاکم ابرقو را عسل مالیدند و او را در قفسی گذاشتند و در معرض نیش زنبوران بیشمار قرار دادند تا با فریادهای هولناکی پس از چند شبانه روز جان سپرد. در - عالم آرای عباسی- تاریخ رسمی و مورد تایید پادشاهان صفوی روایت شده است که «چون لاشه شیبک خان ازبک را کشان کشان به نزد مرشد کامل بردند، وی به قورچیان قزلباش فرمان داد تا بر زمین افتند و گوشت لاشه او را به دندان پاره کنند و بخورند».
مرشد کامل اساس موسس و مبتکر تشکیل گروه 12 نفری از « زنده خواران» بود که زیر نظر قورچی باشی شاه انجام وظیفه می کردند و ماموریت داشتند که به محض اشاره وی گوشت بدن مجرم را به دندان قطعه قطعه کنند و بخورند. این رسم تا پایان عصر صفوی برقرار ماند و تاریخ نویسان متعدد ایرانی و اروپایی که گاه خود شاهد آن بودند عموما بدان اشاره کرده اند.
انواع دیگر شکنجه که در آثار مورخان درباری عهد صفوی و در سفرنامه های جهانگردان خارجی از آنها به تفصیل یاد شده است، توسط شاه اسماعیل برقرار شد و در تمام دوران صفویه نیز برقرار ماند. از قبیل گچ گرفتن، قطعه قطعه کردن اعضاء و جوارح، شکم پاره کردن، زنده پوست کندن، میل در چشم کشیدن، گوش و بینی بریدن، سرب گداخته در گلو ریختن، به سیخ کشیدن، پوست را از کاه پر کردن، در روغن گداخته جوشانیدن، در پوست گاو کشیدن، و در دورانی هم که توپ و باروت به ایران آمد، شخص مورد نظر را به جای گلوله در توپ گذاشتن.
-مرشد کامل- با وجود آنکه از نهی اکید مسکرات در اسلام آگاه بود، تا آخر عمر در کاسه سر شیبک خان که به فرمان او در طلا گرفته بودند پیاله نوشی کرد و عاقبت هم دراثر مستی مرد.
جانشین او شاه طهماسب، برادرش القاص میرزا را کشت و علیرغم اصول امان اسلامی، بایزید پسر سلطان عثمانی را که رسما در پناه او بود تسلیم فرستادگان سلطان کرد که او را جا به جا خفه کردند. بفرمان وی حاکم رشت را در تبریز با قفس آهنین در شهر گرداندند و سپس در همان قفس آتش زدند. نیز به حکم او دهان یکی از رجام صفوی را به نام - محمد صالح بیک- دوختند و او را در خمره ای افکندند و از فراز مناره پرتاب کردند. و یکی از بزرگان اهل سنت را زنده زنده پوست کندند و - رکن الدین مسعود کازرونی - از علمای فارس را زنده زنده در آتش افکندند.
« مرشد کامل» بعدی، یعنی شاه اسماعیل دوم، در طول سلطنت یکساله خود، تقریبا همه شاهزادگان صفوی اعم از برادران و برادرزادگان و عموها و عموزادگان خود، حتی محمد باقر میرزای 2 ساله با ساطور و طناب و زه کمان به قتل رسانید، و تنها در یک روز به دستور او 500 نفر از صوفیان کرد را در قزوین سر بریدند. عاقبت هم « کلب آستان علی» در شب 13 رضمان سال 985 در 44 سالگی در اثر شرابخواری و بنگ کشی بی حساب مرد.
جانشین او « سلطان محمد خدابنده» با آنکه کور شده بود، در همان سال اول سلطنت خویش، برادر و خواهر خود و اندکی بعد فرزند خودش حمزه میرزا را به قتل رسانید، و فرمان قتل بقیه شاهزادگان صفوی را نیز صادر کرد.
شاه عباس کبیر فرزند وی، پدرش را تا آخر عمر زندانی کرد، و چشمهای هر دو برادرش را در آورد.
صفی میرزا پسر خودش را کشت و چند پسر دیگرش را کور کرد و یکی از دختران خود را در سن شش سالگی در موقع غضب با دست خود شقه کرد. برای ذوالقدرخان امیر سرکش فارس سوگندنامه ای در حاشیه قرآن با خط و مهر خود نوشت و توسط شیخ بهایی (103) معروف نزد او فرستاد و او را امان داد، ولی بعد از آنکه وی تسلیم شد به دستور همین شاه عباس دوم او را گرفتند و کشتند. در تمام دوران سلطنت او گردن زدن و چشم درآوردن و شقه کردن از امور روزمره به شمار می رفت، بطوریکه «وقتی شاه بار میداد 12 قلاده سگ و 12 تن از -زنده خواران- در حضورش ایستاده بودند تا هرکس را که وی امر به قتلش دهد آناً بکشند. هنگامیکه حکمی صادر می کرد، اگر کسی چیزی باب پسند او نمی گفت فراشان چماق بدست شاهی صدای خلافکار را جابجا خاموش می کرند.
مرشد کامل با آنکه بارها پای پیاده به زیارت حضرت رضا میرفت و بیش از دیگران خود را - کلب آستان علی- می دانست، یکی از تالارهای کاخ عالی قاپو را به بزم شرابخواری اختصاص داده بود و شبها علنا به محله وینزی ها در بازار اصفهان می رفت و با غلام بچگان ونیزی باده نوشی می کرد. بطوریکه «شاردن» در سفرنامه اش می نویسد: « تنها روسپیان اصفهان در عهد او 12000 نفر بودند. که هر سال هشت هزار تومان مالیات می دادند». ولی در شهرهای دیگر بخصوص آنهاییکه در مسیر حرکت لشکریان سپاه قرار داشت روسپیان فراوان بودند.
شاه سلیمان، «مرشد کامل» بعدی، از اول تا آخر سلطنت خود را با بیرحمی، خونریزی، خشونت، باده نوشی، و عشرت بی حساب گذرانید، و به قول مورخان هرچه پیرتر شد در میگساری حریص تر گردید، تا سرانجام در 47 سالگی در گذشت. در یکی از همین بزمهای باده گساری وی بود که «ملا محمد باقر مجلسی» (که به فرمان شاه لقب شیخ الاسلام گرفته بود) از او در عالم مستی اجازه گرفت که زرتشتیان و ارامنه و کلیمی های اصفهان را - که با عقاید (104) ضاله خود به اسلام لطمه می زنند- به قتل برساند، و در نتیجه بسیاری از کلیمیان و ارمنیان بهلاکت رسیدند، و عده ای نیز با پرداخت رشوه های کلان جان خود را خریدند.
شاه سلطان حسین، آخرین مرشد کامل، که مردی آگاه در حدیث و فقه و دین بود، بیش از اداره امور به ذکر ودعا واوراد و جادو علاقه داشت. در آغاز سلطنت خود به تقاضای -ملا محمدباقر مجلسی- طبق فرمانی نوشیدن مسکرات و کبوتر بازی را نهی فرمود، و در اجرای این فرمان میخانه ها را خراب کردند و کوزه های شراب را شکستند و بعنوان سرمشق 6000 بطری شراب اعلای شیرازی و گرجی را که در سردابهای کاخ سلطنت بود (یادگار کلب های قبلی آستان علی) در ملا عام شکستند.
ولی دیری نکشید که همین - مرشد کامل - با همه تقدس و پارسایی خویش، نه تنها خود باده نوش قهاری شد، بلکه عطش سیری ناپذیری نیز در گرد آوری «زنان خوبری» و مجامعت شبانه روزی با آنها پیدا کرد. «کرنلیوس دوبروین» سیاح و نقاش هلندی در سفرنامه ایرانی خود می نویسد، که «خواجه سرایان شاهی در کوچه های جلفا گردش می کردند و هر دختر زیبایی را می یافتند برای شاه می بردند و در یک مورد نیز راهبه جوانی از مسیحیان جلفا را که بدست آنها افتاده بود، به حرمسرا فرستاند».
تقریباً همه مورخان نوشته اند که شاه سلطان حسین، در سالهای آخر سلطنت خود قسمت اعظم وقت خویش را به زن بازی و باده گساری می گذرانید. در زمان او ملا محمد باقر مجلسی و اعوان و انصار وی آتشکده های رزتشتی را ویران کردند و کلیمیان را به اتهام جادوگری مورد آزار و ایذاء شدید قرار دادند، ولی مخصوصا با اهل تسنن (یا کسانی که به تسنن متهم می شدند) با خشن ترین وضع عمل می کردند. دانشمندان و ادبا و آزادفکران نیز به عنوان اینکه «مریدان فلسفه افلاطون و ارسطو دو یونانی بی دین هستند» دسته دسته دچار حد و زندان یا محکوم به تبعید و جلای وطن شدند.


منبع این نوشته : منبع
صفوی ,آنکه ,فرمان ,مرشد ,سلطنت ,زنده ,مرشد کامل ,محمد باقر ,تمام دوران ,کامل» بعدی، ,شاهزادگان صفوی